و فصل کنه.

  • خودتون باشین. خود رو سانسور نکنین و همیشه مراقب این موضوع نباشید که بقیه درباره شما چه فکری می کنن. اگه راحت باشین، این فکر لعنتی که «بقیه ما رو چیجوری قضاوت می کنن» از بین خواهد رفت و بیشتر لذت میبرین.
  • ۳. به خودتون بخندین و سخت نگیرید

    اگه در جمع اشتباهی از شما سرزد و کسی خندید، این رو به خود نگیرید. باور کنین این واکنشی طبیعیه و آخرش در جمع کسی پیدا می شه که خنده اش بگیره. در این مواقع خودتون هم بخندین و بذارین بقیه بدونن شوخ طبعید و خیلی به خودتون سخت نمی گیرین.

    • حتی تحقیقات هم نشون میدن استفاده از شوخ طبعی، بهترین راه مقابله با موقعیتای خجالت زاست. با این کار جوّ رو عوض می کنین و نشون میدید قوی هستین. اگه توانایی این کار رو دارین، سریع موقعیت ایجادشده رو با طنزی بموقع و بانمک، تغییر بدین.

    ۴. بعضی وقتا قضیه جدی می شه

    بعضی وقتا خجالت زدگی نتیجه تفکر کمال گرای شماس. کمال گرایان مایل ان همه چیز رو بی مشکل و عالی بکنن. اونا ایدئالا و معیارهایی سخت تو ذهن دارن که نرسیدن به این معیارها باعث ناراحتی و خجالت زدگی شون می شه. این تفکر رو کنار بذارین. در موارد دیگری هم ممکنه احساس خجالت زدگی از حالت عادی و عمومی اون خارج شه. در این موقعیتا امکان دچار شدن به مشکلات اضطراب اجتماعی هست.

    • همه موقع سخنرانی یا کارای جمعی، کمی احساس خجالت زدگی می کنن، اما اگه این ترس و اضطراب پای خود رو به فعالیتا عادی و روزمره ی زندگی شما باز کردن، باید به فکر درمون جدی اون باشین. مثلا اگه از سفارش دادن در رستوران یا غذاخوردن در جمع می هراسید، احتمال داره دچار مشکل اضطراب اجتماعی شده باشین که بهش «فوبیای اجتماعی» هم گفته می شه. نشونه های خارجی این مریضی معمولا در سنای بلوغ پا می گیرن.
    • واسه درمون این مشکل هم چاره ای هست. پس اصلا نگران نباشید؛ کافیه به دکتر مراجعه کنین. علاجای روان شناسی یا دارویی رو پیگیری کنین و درمون بشین.
    این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

    در آخر جمله ای رو با هم واکاوای می کنیم که تاحدودی خنده دار و با این وجود عمیقه؛ لطفا خیلی دقت کنین: «بیشترِ ما کسی نیستیم که فکر می کنیم هستیم و حتی اون کسی که بقیه فکر می کنن هم نیستیم. درواقع ما کسی هستیم که فکر می کنیم بقیه فکر می کنن هستیم.»

    کمی گیج شدید، این طور نیس؟ واقیعت اینه که بیشتر اوقات ما به تصوراتی توجه می کنیم که از درک بقیه درباره شخصیت مون داریم. این اشتباهه. باید آزاد بود و آزادانه انجام داد. این همه ترس از قرارگرفتن در خطر قضاوت و نگاه بقیه، فقط وفقط زندگی و لحظات مون رو خراب می کنه. کافیه به یاد بیاریم دوستان و آشنایان مون تابه حال چه سوتیایی دادن و چه اشتباهاتی کردن. بله، ما تنها نیستیم و این حق همه ماست که در آرامش و بدون خجالت و شرمساری زندگی کنیم. پس جدا از اینکه اینکه روی نقاط قوت خود کار می کنیم، به بقیه هم در خلاص شدن از این احساس کمک کنیم.