مات تعمیر و نگهداری اجناس (شامل تأسیسات اونا) هم به خارج کشور و بازارهایی انتقال پیدا میکنه که هزینه های نیروی کار در اونا پایین تره و خدمات تعمیر و نگهداری هم به شکل تلفنی ارائه می شه. فروش شخصی هنوزم روش اصلی فروش واسه اجناس مالی، املاک و مستغلات و جنسای مصرفی بادوام اصلی (مثل خودرو، لوازم خونگی، قایق، مبلمون، فرش و موکت و چیزای دیگه ای به جز اینا) به حساب میره. فروش شخصی در مورد خدماتی مثل ساخت و ساز و تعمیر و نگهداری هم مورد استفاده قرار میگیره و بازم در خرده فروشی لوکس مربوط به طبقات بالای جامعه حضور داره، چون در این نوع خرده فروشی، به دلیل قیمتای بالا، توجه به نیازای مشتری چیزی لازم به حساب میره. فروش شخصی در سیستمای پخش مثل (analogous distribution systems) هم (که در اونا سعی می شه تا به سطح درآمدی متوسط با کالاهایی با سود بالا (high margin products) ولی (به دلیل قیمت بالا) به سختی قابل فروش برسن) ادامه پیدا میکنه. فروش شخصی هنوزم در فروشای کار و کاسبی به کار و کاسبی یا کار و کاسبی به مؤسسات روش اصلی فروشِ جنسای سرمایه ای، مواد ساده و قطعات و خدمات به حساب میره.

پس، زمانی از فروش شخصی استفاده می شه که استفاده از اون دوری ناپذیر باشه یا به عنوان یک خدمت (و نه بخشی از محصول) در نظر گرفته و واسه اون مبلغی پرداخت شه. نبود فروشندگانی که با دقت به مشتریان رسیدگی کنن، به معنی یه جور خواسته مخفی در اقتصاده که بعضی از کسب و کارای کوچیک با برآوردن این خواسته به طور مؤثری از اون استفاده می کنن، ولی انجام این کار، نیازمند ارائه اجناس با قیمتیه که هزینه های استخدام نیروی انسانی لازم واسه فروش شخصی رو تأمین کنه. شاید بعضی بگن خدمات فروش رو هم باید به فروش رساند و واسه اون مبلغی دریافت کرد، ولی این فروش می تونه فروش تحمیلی به حساب بیاد و ممکنه تموم مشتریان تمایلی واسه پرداخت هزینه اضافه نداشته باشن. تبانی و صلح مصرف کنندگانی که حاضرن با محیطای فروش غیرشخصی کنار بیان تا کمی کمتر پول بدن، به همون میزان در کاهش فروش شخصی نقش دارن که پایین آوردن هزینه ها به وسیله کسب و کارایی که به دنبال به بیشترین حد رساندن سود هستن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   علم بهتره یا ثروت؟ - قسمت 2

منبع : inc.com