در تاکسی نشسته بود و کتابچه تاریخ ادبیات رو می خونه.

داشت آثار بزرگ علوی رو حفظ می کرد تا نکنه با آثار جلال آل احمد اشتباه بگیره؛

آخر هفته امتحان جمع بندی داشت و از همه نویسندها و آثارشون سوال می اومد. در بحر حفظیات ادبیات فرورفته بود که یهو دو موتوری از کنار ماشین رد شدن و ترقه ای جلوی ماشین انداختن و اگه راننده حرفه ای نبود شاید به گاردریل دور برخورد می کرد.

به اندازه ای ترسید که بی خیال درس شد و کتاب رو داخل کوله اش گذاشت تا در خونه مطالعه کنه.

به خیابون نزدیک خونه اش که دید که دود خیابون رو فراگرفته و چند تا نوجوون و جوون رو دید که میدون جنگ راه انداخته بودن و ترقه که نه، بمب به وسط خیابون می انداختن.

تموم فکر و ذکرش شده بود کنکور و درسای باقی مونده؛ و استرس امتحانات و تستایی که باید میزد کم بود، این سر و صداها اعصابش رو خردتر هم کرد.

به خونه که رسید به مادربزرگش سلام کرد که هفته پیش نظارت رو عمل کرده و اومده بود خونه شون تا حواسشون بیشتر بهش باشه، و هنوزم حال و احوال خوشی پیدا نکرده بود.

مادربزرگش هم از آزار و اذیت بچه های محل شاکی تر از خودش بود.

سراغ مادرش رو گرفت. رفته بود تا خواهرش رو از مدرسه بیاره تا خطر کمتری اونو تهدید کنه.

خواست برود درس بخونه تا چند تا تست عقب نیفتد اما مگه سرو صدا می گذاشت؟

یا صدای ترقه می اومد، و یا نگران بود که در این شلوغی و پریشون بازار چهارشنبه سوری خونواده اش سالم به خونه برسن و یا دلش واسه مادربزرگش می سوخت که با با این همه درد باید این بی فرهنگی آزاردهنده رو هم تحمل کنه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   عوامل موفقیت از دید برایان تریسی؛ ۹ دلیلی که شما رو به آرزوهایتان می رساند 

فرهنگ سوزی یا سوختن در فرهنگ؟  آموزشی

هر چند دقیقه که کتاب می خواند یهو صدای سهمگینی می اومد و تمرکزش رو به هم میزد. و هرچقدر که سعی می کرد که ندیده بگیره نمی تونست.

تنها کاری هم که از اون برمی اومد این بود که برود پشت پنجره و کمی داد و بیداد کنه تا آروم تر مراسم پرانرژی چهارشنبه سوری رو برگزار کنن!

اما هر دوباری که به اونا تذکر داد با تمسخر اونا روبرو شد و از لج اون یک چیزی مثل بمب اتم نزدیک خونه شون ترکوندن تا نکنه دوباره فکر اعتراض به سرش بزنه و مزاحم اونا شه در بزرگداشت فرهنگ ایرونی!

اما مگه آزار و اذیت کردن مردم مربوط می شه به فرهنگ غنی یک کشور؟

تندرو گردی در اجرای سنتا یک کار فرهنگیه؟ یا فقط یک تخلیه روانیه از راه پر کردن بقیه؟

خیلی از رفتاریامون در سطح شهر می تونه آزار دهنده باشه اما یکی از تخریب کننده ترین و آزار دهنده ترین اونا همین ترقه بازی چهارشنبه سوریه.

بعضی از رفتارای نامناسب به خاطر امکانات کم و شرایط نابه سامانه. و یه سریای دیگه تا حدی رد نشدنی.

اما چهارشنبه سوری چه؟

تنها و تنها مربوط می شه به فرهنگ پایین و برداشت ناصحیح از زنده کردن سنتا و ارزشا

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید